شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
193
نفثة المصدور ( فارسى )
( 169 ) - ص 37 س 3 لِيَقْضِيَ اللَّهُ . . . * الآية « 1 » تا برگزارد خداى [ عزّ و جلّ ] كارى كه آن كردنى و گزاردنى بود . ( 170 ) - ص 37 س 5 و 6 و يا بؤس أسد . . . الخ و أى سختى و بدبختى شيرانى كه روباهان را خوار و زبون و منقاد گشتهاند . ( 171 ) - ص 37 س 8 و 9 مساورت را بر مصابرت اختيار كرده . . . الخ آيا با توجّه به نسخه بدل شمارهء 6 ممكنست احتمال داد عبارت در اصل صورتى بدين تقريب داشته بوده ؟ : « . . . مساورت ( يا مثاورت ) را بر مشاورت اختيار كرده . . . الخ » اگر اين حدس را ناصواب تلقّى نكنيم مىتوان عبارت را از مثل « المشاورة قبل المثاورة » « مجمع الأمثال » ج 2 ص 218 ، مستفاد دانست . ( 172 ) - ص 37 س 10 و 11 هما خطّتا . . . الخ كار از دو بيرون نيست ( امر بر اين دو مهمّ دائر است ) يا بند ( اسيرى ) و منّت عفو كشيدن و يا خون ، ( خونريزى ، كشته شدن ، مرگ ) و كشته شدن بنزديك آزاد مرد از بند و منّت كشيدن سزاوارتر است . اين بيت از ثابت بن جابر بن سفيان ، مسمّى به : تأبّط شرّا است . « شرح ديوان الحماسة » للخطيب التّبريزىّ ج 1 ص 78 ، « جامع الشّواهد » باب الهاء مع الميم ص 346 و 347 . مضمون اين بيت در ادب عرب سخت شايع است و آن را در آثار شاعران ديگر نظاير و اخوات بسيار مىتوان يافت . قاضى علىّ بن عبد العزيز الجرجانىّ در « الوساطة بين المتنبّى و خصومه » ص 350 - 352 به ابياتى چند مناسب با اين مضمون اشاراتى دارد .
--> ( 1 ) - در « تاريخ يمينى » ج 1 ص 230 نيز مانند متن كتاب حاضر ، آيهء شريفهء : « لِيَقْضِيَ اللَّهُ . . . * * الاية » پس از عبارت : « ليلقى قدرا مقدورا » آمده است ، و همچنانكه در ذيل ص 37 حاشيهء شمارهء ( 1 ) مذكور افتاده « قدرا مقدورا » از : « وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً » قرآن كريم : 33 / 38 مقتبس است .